چه تفاوتی میان دعوای کیفری و حقوقی وجود دارد؟ اگر هنوز با این تفاوتها آشنا نیستید، این مقاله میتواند راهنمای شما باشد. در این مطلب، بهصورت مختصر هر دو نوع دعوا توضیح داده شده و تفاوتهای آنها بررسی میشود. همچنین در پایان، نحوه طرح همزمان شکایتهای حقوقی و کیفری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
فهرست مطالب
Toggleدعوای حقوقی چیست؟
دعوای حقوقی، اختلافی است که بر سر حقوق مدنی و قانونی افراد به وجود میآید و طرف زیاندیده، برای جبران خسارت خود یا الزام طرف مقابل به انجام تعهداتش، به دادگاه مراجعه میکند. در اینگونه دعاوی، برخلاف دعاوی کیفری، مجازاتی مانند حبس یا جزای نقدی در نظر گرفته نمیشود و تمرکز دادگاه بر این است که حقوق پایمالشده افراد را به آنها بازگرداند یا الزام به اجرای تعهد صورت پذیرد.
انواع دعاوی حقوقی
بر اساس موضوع دعاوی حقوقی، ، به دو دستهی کلی در قانون مدنی تقسیم میشوند:
دعاوی مربوط به اشخاص: مسائلی مانند ازدواج، طلاق، مهریه، حضانت فرزند، فسخ نکاح و غیره.
دعاوی مربوط به اموال: مسائلی نظیر مالکیت و حقوق افراد بر اموالشان، انواع قراردادها (خرید و فروش، اجاره، رهن)، مطالبه طلب، خلع ید، استرداد جهیزیه و … .
این دعاوی، برخلاف دعاوی کیفری، مستقیماً در دادگاههای حقوقی مطرح میشوند و رسیدگی آنها نیازی به طرح در دادسرا ندارد.
دعوای کیفری چیست؟
دعوای کیفری زمانی مطرح میشود که یک عمل، در قانون تحت عنوان «جرم» تعریف شده و برای آن، مجازات تعیین شده باشد. در این نوع دعاوی، فردی که حق یا حقوق او به واسطه ارتکاب جرم ضایع شده (شاکی) علیه مرتکب جرم (متهم یا مشتکیعنه) در مرجع قضایی صالح، طرح شکایت میکند. در نتیجه، دستگاه قضایی پس از بررسی و احراز وقوع جرم، حکم مجازات (مثلاً حبس، جریمه نقدی، شلاق و…) صادر میکند.
مثال: عدم پرداخت نفقه از سوی شوهر به همسر خود، از یک سو، موضوعی خانوادگی و حقوقی برای مطالبه نفقه است؛ اما همزمان، میتواند جنبه کیفری داشته باشد و همسر با طرح شکایت کیفری، شوهر را بابت ترک نفقه تعقیب کند. در صورت اثبات این جرم، حکم مجازات از سوی دادگاه صادر میشود؛ درحالیکه مطالبه نفقه بهعنوان دعوای حقوقی نیز قابلپیگیری است.
برخی نکات مهم درباره دعاوی کیفری
شروع رسیدگی در دادسرا: پس از طرح شکایت کیفری، ابتدا پرونده در دادسرا تشکیل میشود و در صورت نیاز، تحقیقات و جمعآوری ادله صورت میگیرد. در مرحله بعد، اگر مدارک و شواهد کافی برای ارتکاب جرم وجود داشته باشد، کیفرخواست صادر و پرونده به دادگاه کیفری ارسال میشود.
طرفین دعوا: در دعوای کیفری، شاکی (یا مدعیالعموم در برخی جرائم) و متهم نقش اصلی را دارند؛ گاهی این دو نفر با عناوین «شاکی» و «مشتکیعنه» نیز بیان میشوند.
مجازات و جبران خسارت: در دعاوی کیفری، مجازات بهعنوان اصلیترین نتیجه صدور حکم شناخته میشود؛ اما در صورت واردشدن ضرر و زیان به شاکی، میتوان همزمان خسارات مادی و معنوی را نیز مطالبه کرد.
فرق شکایت کیفری و حقوقی
در ادامه به شکل مفصلتری به تفاوتهای میان شکایت کیفری و حقوقی میپردازیم.
ماهیت و نتیجه رسیدگی
در روند کیفری، دادگاه به موضوعی رسیدگی میکند که قانونگذار آن را جرم دانسته و برایش مجازات در نظر گرفته است. به بیان دیگر، اگر شخصی کاری انجام دهد که در قانون جرم محسوب میشود، باید در دادگاه کیفری پاسخگو باشد. نتیجه رسیدگی نیز اغلب صدور حکمی است که دربرگیرنده مجازات خواهد بود؛ مجازاتی که میتواند حبس، جریمه، شلاق یا محرومیت از حقوق اجتماعی باشد.
در مقابل، در دعاوی حقوقی مسئله اصلی این است که حق چه کسی نقض شده یا چه تکلیفی به درستی انجام نگرفته است. پایان کار در این دست دعاوی، محکومیت فرد خاطی به پرداخت خسارت یا ایفای تعهدات است؛ بنابراین دادگاه حقوقی، برخلاف دادگاه کیفری، حکمی مبنی بر مجازات بدنی یا کیفری صادر نمیکند.
شیوه و نحوه طرح شکایت
در فرایند کیفری، فردی که میخواهد مرتکب جرم را تحت تعقیب قرار دهد، نیازی به ارائه دادخواست در فرمهای چاپی مخصوص ندارد؛ او میتواند شکایت خود را حتی به شکل شفاهی مطرح کند و روند رسیدگی از همان جا آغاز شود. این امر معمولاً با ثبت شکواییه در دادسرا انجام میگیرد و پس از تشکیل پرونده و انجام تحقیقات مقدماتی، در صورت وجود دلایل کافی، کیفرخواست صادر میشود.
در سوی دیگر، در دعاوی حقوقی شخصی که مدعی است حق او تضییع شده، مکلف است درخواست خود را در قالب دادخواست رسمی و مطابق با تشریفات آیین دادرسی مدنی تنظیم کند. برگه دادخواست دارای ویژگیهای مشخصی است که در صورت رعایتنکردن آنها، ممکن است دادخواست با ایراد مواجه شود.
مراحل و ساختار رسیدگی قضایی
در نظام کیفری، پرونده پس از ثبت شکایت در دادسرا مورد تحقیق و بررسی قرار میگیرد. دادسرا در پی یافتن ادله کافی برای وقوع جرم است و اگر این ادله بهاندازهای باشد که ظن ارتکاب جرم را موجه نشان دهد، کیفرخواست صادر میشود. سپس موضوع برای صدور حکم نهایی به دادگاه کیفری صالح ارسال میگردد.
در مقابل، دعاوی حقوقی بیدرنگ پس از ارائه دادخواست به دادگاه حقوقی آغاز میشوند و دیگر نیازی به طیکردن مراحل دادسرا وجود ندارد. در این حالت، دادگاه حقوقی در چند جلسه رسیدگی، استدلالها و اسناد دو طرف را بررسی میکند و در نهایت، حکم مربوط به موضوع حقوقی مورد اختلاف را صادر خواهد کرد.
عنوان طرفین دعوا و موضوع آن
در روند کیفری، شخصی که شکایت را مطرح میکند شاکی نامیده میشود و کسی که علیه او ادعای ارتکاب جرم وجود دارد، متشاکی یا متهم نام دارد. موضوع دعوا نیز اتهام یا جرم عنوان میشود؛ نظیر سرقت، توهین، کلاهبرداری و مواردی ازایندست.
اما در دعوای حقوقی، کسی که دادخواست میدهد، خواهان و طرف مقابل او، خوانده نام دارد. محور اصلی اختلاف هم «خواسته» است؛ برای مثال مطالبه مهریه، الزام به انجام تعهد، مطالبه خسارت یا فسخ قرارداد.
چگونگی پس گرفتن شکایت یا دادخواست
در دعاوی حقوقی، اگر خواهان از ادعای خود منصرف شود یا با خوانده به توافقی برسد، میتواند دادخواستش را پس بگیرد. با این اقدام، رسیدگی حقوقی متوقف میشود و پرونده مختومه اعلام خواهد شد. اما در امور کیفری، اصل بر این است که جرم، دارای جنبه عمومی است و حتی اگر شاکی نیز انصراف خود را اعلام کند، در بسیاری از موارد، دادسرا و دادگاه میتوانند به علت مصلحت جامعه و حفظ نظم عمومی، روند رسیدگی را ادامه دهند؛ بنابراین، رضایت شاکی در دعاوی کیفری همیشه به خاتمه پرونده منجر نمیشود؛ زیرا جنبه عمومی جرم ممکن است همچنان دنبال گردد.
واکنش قانون به عدم حضور در جلسات
در روند کیفری، اگر متهم پس از احضار رسمی در موعد مقرر در دادسرا یا دادگاه حاضر نشود، دستور جلب یا احضار مجدد او صادر خواهد شد تا رسیدگی بدون حضور او بلاتکلیف نماند. اساساً هدف دستگاه قضایی کیفری این است که شخص مظنون را در دادگاه حاضر کند تا به جرم او رسیدگی شود و چنانچه مجرم شناخته شود، در اجرای عدالت مجازات گردد.
در دعاوی حقوقی، شرایط اندکی متفاوت است. اگر خوانده در وقت تعیینشده در دادگاه حاضر نشود یا لایحهای برای دفاع ارائه نکند، دادگاه میتواند وارد رسیدگی شود و رأیی را که غیابی نامیده میشود، صادر کند. در این حالت، جلب اجباری یا برخورد قهری با خوانده صورت نمیگیرد.
قوانین حاکم بر دعاوی حقوقی و کیفری
در پروندههای کیفری، قانون آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی نقش کلیدی را ایفا میکنند. این قوانین به طور دقیق نوع جرم، راههای اثبات آن و شیوه تعیین مجازات را مشخص کردهاند. اما در دعاوی حقوقی، قوانین اصلی شامل قانون آیین دادرسی مدنی، قانون مدنی، قانون تجارت و دیگر مقرراتی است که بر روابط خصوصی افراد حاکم هستند.
اجرای هر یک از این دسته قوانین، حسب موضوع و ماهیت دعوا انجام میشود و به همین دلیل است که شناخت اولیه از ماهیت کیفری یا حقوقی بودن دعوا بسیار مهم است.
هزینههای مورد نیاز برای رسیدگی
در شکایت کیفری، اغلب هزینههای دادرسی یا به میزان ثابت دریافت میشود یا بسیار اندک است. هزینهها بیشتر مربوط به مخارج اداری یا هزینه کارشناسی است و اصولاً رقم بزرگی به شمار نمیآید. در دعاوی حقوقی اما هزینه دادرسی بر اساس ارزش خواسته تعیین میشود. زمانی که فردی دعوایی با خواسته مالی مطرح کند، ملزم خواهد بود مبلغی متناسب با آن خواسته را بهعنوان هزینه دادرسی بپردازد؛ ازاینرو هر چقدر بهای دعوا بیشتر باشد، هزینه دادرسی همافزایش مییابد.
هدف غایی در دعاوی حقوقی و کیفری
در روند کیفری، هدف اصلی، حفظ نظم جامعه از طریق مجازات افرادی است که دست به اعمال مجرمانه میزنند. علاوهبرآن، شاکی میتواند در همان روند کیفری، درخواست جبران ضرر و زیان کند. در دعاوی حقوقی، تمرکز اصلی بر احقاق حق و الزام خاطی به جبران خسارت یا عمل به تعهد قرار دارد. ازاینرو هدف در پروندههای حقوقی جنبه شخصیتر و در دعاوی کیفری جنبه عمومیتری را نیز در بر میگیرد.
ضرورت همراهی وکیل یا مشاور حقوقی
در بسیاری از موارد، برای مطرحکردن شکایت کیفری نیاز جدی به وکیل وجود ندارد و شاکی میتواند خود به دادسرا رفته و شکایتش را ثبت کند؛ هرچند مشورت با وکیل کیفری کمک فراوانی به استحکام پرونده خواهد کرد.
در دعاوی حقوقی، به دلیل پیچیدگی مقررات و آییننامههای دادرسی، حضور وکیل پایه یک دادگستری میتواند نقش مهمتری ایفا کند. تنظیم درست دادخواست، آشنایی با الزامات شکلی و ارائه مدارک کافی همگی مهارتهایی هستند که وکیل حرفهای از آنها برخوردار است.
در نهایت، مشورت با وکیل یا مشاور حقوقی در هر دو نوع پرونده، گامی مطمئن در کاهش خطا و حصول نتیجه مطلوب تلقی میشود.
شکایت کیفری بهتر است یا حقوقی
شاید پرسش از اینکه «شکایت کیفری بهتر است یا حقوقی؟» در نگاه اول منطقی به نظر برسد، اما در واقع قیاسی اشتباه است، چرا که هر کدام از این دو شیوه دادخواهی جایگاه و کاربرد ویژه خود را دارد. درست مانند این است که در رانندگی بپرسیم ترمز مهمتر است یا کلاچ، درحالیکه هر دو ابزار، بسته به موقعیت، برای عملکرد صحیح وسیله نقلیه ضروری هستند.
طرح یک دعوا در قالب کیفری زمانی مناسب است که عملی بر اساس قانون جرم محسوب شود و مجازاتی را در پی داشته باشد، اما اگر موضوع اختلاف، موضوعی مدنی باشد که صرفاً به حقوق و تکالیف دو طرف مربوط است، باید در قالب حقوقی پیگیری شود؛ بنابراین نمیتوان به طور مطلق گفت کدام روش بهتر است؛ بلکه تشخیص بهترین راه، به شرایط پرونده و ماهیت موضوع بستگی دارد و شناخت دقیق تفاوتها و ویژگیهای هر یک، کلید انتخاب صحیح مسیر طرح دعواست.
فرق وکیل و مشاور حقوقی چیست؟ اگر شما هم در انتخاب میان این دو مردد هستید، مطالعه این مقاله میتواند به تصمیمگیری بهتر در دریافت خدمات حقوقی کمک کند.
مثال برای دعاوی کیفری و حقوقی
در ادامه، چند نمونه از انواع دعاوی کیفری و حقوقی ارائه میشود تا بتوانید با سهولت بیشتری تصمیم بگیرید که برای طرح شکایت خود، مسیر کیفری را انتخاب کنید یا حقوقی.
برخی نمونههای دعاوی حقوقی
- خلع ید (رفع تصرف غیرقانونی)
- فسخ قرارداد (مثلاً فسخ قرارداد خرید و فروش یا اجاره)
- مطالبه اجارهبها یا مطالبه طلب
- تامین خواسته
- تمکین (در امور خانوادگی)
- تقسیط مهریه یا فسخ نکاح
- الزام به ثبت واقعه ازدواج
- استرداد جهیزیه
- ملاقات فرزند مشترک و تعیین نفقه
- ارث و وصیت
- امور مرتبط با اسناد و املاک
مثال برای دعاوی کیفری
- سرقت
- کلاهبرداری
- جرائم پزشکی
- خیانت در امانت
- ضرب و جرح عمدی
- جعل و استفاده از سند مجهول
- جرائم رایانهای
- توهین و افترا
- تصرف عدوانی
- نشر اکاذیب
- تخریب
- مزاحمت تلفنی
شکایت همزمان کیفری و حقوقی
گاهی موضوع اختلاف بهگونهای است که در عین داشتن جنبه کیفری (ارتکاب جرم)، خسارت مالی یا ضرر و زیان مشخصی نیز به شاکی وارد شده است. در این موارد، علاوه بر امکان طرح شکایت کیفری به علت رفتار مجرمانه، میتوان در همان پرونده کیفری نیز دعوای حقوقی مطالبه خسارت را مطرح کرد.
در چنین شرایطی، شاکی نزد مرجع رسیدگی کیفری، با عنوان «مدعی خصوصی» درخواست جبران ضرر و زیان میکند. این امر به شاکی اجازه میدهد تا در روند دادگاه کیفری، علاوه بر پیگیری مجازات متهم، حکم محکومیت او به پرداخت خسارت را نیز اخذ نماید.
نمونههای رایج شکایت همزمان کیفری و حقوقی
در برخی پروندهها، این قابلیت نمایانتر است. برای مثال، در بحث چک برگشتی، دارنده چک میتواند از یک سو، شکایت کیفری مطرح کند و صادرکننده چک را به دلیل صدور چک بلامحل تحت تعقیب قرار دهد؛ همزمان نیز میتوان با طرح دعوای حقوقی، نسبت به مطالبه مبلغ چک یا توقیف اموال صادرکننده آن اقدام کرد. ترکیب دو مسیر شکایت کیفری و حقوقی، بسته به نوع پرونده، میتواند منافع شاکی را هم از منظر مجازات مرتکب و هم از نظر جبران خسارت تأمین کند.
البته باید توجه داشت که فرایند شکایت کیفری و حقوقی دو مسیر مستقل محسوب میشوند و هر یک تشریفات و الزامات مربوط به خود را دارند؛ بنابراین اگر قصد دارید از هر دو شیوه بهره ببرید، لازم است با مشورت وکیل یا کارشناس حقوقی، دقیقاً بدانید چه ادعاهایی در قالب کدام مسیر قابلپیگیری است.
همچنین باید در نظر داشت که نمیتوان در یک دادخواست حقوقی، دعوای کیفری را مطرح ساخت؛ بلکه ابتدا باید جنبه کیفری در دادسرا یا دادگاه کیفری پیگیری شود و برای دریافت ضرر و زیان، بهعنوان مدعی خصوصی در همان دادگاه وارد شد یا مسیر حقوقی را بهصورت مجزا دنبال کرد.
نتیجهگیری
باتوجهبه مباحث مطرحشده، دعاوی حقوقی و کیفری، هر کدام جایگاه خاص خود را در نظام قضایی دارند. در دعاوی حقوقی، هدف اصلی جبران خسارت و الزام به انجام تکالیف است و مجازاتی در قالب حبس در نظر گرفته نمیشود.
از سوی دیگر، دعاوی کیفری به رفتارهای مجرمانه میپردازند و به واسطه آن، مجرم با مجازات قانونی روبهرو میگردد. درعینحال، در برخی از موقعیتها میتوان همزمان از هر دو مسیر کیفری و حقوقی استفاده کرد. انتخاب درست مسیر یا استفاده همزمان از هر دو، بستگی به تشخیص صحیح ماهیت پرونده و درنظرگرفتن جوانب قانونی دارد.
در نهایت، بهرهگیری از مشاوره وکیل یا کارشناس حقوقی، بهترین شیوه برای رسیدن به نتیجه مطلوب و اجرای عدالت در هر دو قالب حقوقی و کیفری است. تیم نیکاوا با سالها تجربه آماده خدماترسانی به شما است. همین حالا میتوانید با شمارههای موجود در وبسایت تماس حاصل کرده و نوبت مشاوره خود را رزرو نمایید.



